Contact Us Site Map rss

مردي براي تمام فصول

مصاحبه اختصاصي انيمك با گزا توت

مصاحبه از تورج سلحشور

info@animak.ir

2010/10/03

Geza M. Tothگزا توت
گزا توت نامي شناخته شده در عرصه انيميشن است. اگر چه خيلي ها او را بخاطر نامزدي اسكار براي Maestro مي شناسند اما او فيلمهاي بهتري نيز در كارنامه خود دارد كه به عنوان مثال مي توان از Ergo و Mama نام برد. او دكتراي ارتباطات تصويري و همچنين دكتراي آموزش و تربيت كودك دارد و در چندين دانشگاه داخلي و خارجي به تدريس انيميشن مشغول است. موسس استوديوي Kedd Animation است. مشغول ساخت يك سريال انيميشني براي كودكان است. يك نوازنده حرفه اي ست و چلو مي نوازد. اما همه اينها باعث نشد كه جوابگوي سوالات ما در هفته اول پاييز نباشد. مي گفت خوشحال مي شود در بين ايرانيها نيز مخاطب داشته باشد. ما هم خوشحاليم كه اين مصاحبه را با اين مرد بزرگ انجام داديم:

انيمك: انيميشن مجارستان در دوره كمونيست عصري طلايي داشته است. هنرمنداني نظير گيولا ماچكاسي، اُتو فوكي، گيورگي كُوانساي، فرنس رُفوس و بسياري ديگر در آن دوره فعاليت داشته اند. دوره جديد انيميشن مجارستان را در مقايسه با آن زمان چگونه مي بينيد؟

گزا توت: فرهنگ كنوني انيميشن مجارستان بر روي آن دوره به اصطلاح "عصر طلايي" ساخته شده است. فيلمسازاني كه نام برديد استادان نسل جديد انيميشن هستند.

- در اروپاي شرقي و مركزي در دوران كمونيست شاهد دوران طلايي در انيميشن بوده ايم. به نظر شما دليل اين مساله چيست؟

- به جز استعداد،‌ انگيزه و پول براي ساخت انيميشن با كيفيت بالا، بيش از هر چيزي به وقت آزاد نياز است. به عبارت ساده امروزه فعاليتها و امكانات مختلف فرصت كافي برايتان نمي گذارد. در تمام اروپاي مركزي و شرقي در دوران كمونيسم به وفور وقت آزاد و بي كار داشتيد و فعاليت هاي جذاب ديگري نيز نبود. امروزه من چيزي مشابه اين را در مدارس انيميشن مي بينم. دانشجويان معمولاً مزاحمت دعوت، ‌مصاحبه (با عرض معذرت) و سفارشات كاري را ندارند. آنها مي توانند شبانه روز روي فيلمسازيشان تمركز كنند.

- صحبت از گذشته كافيست،‌ اجازه دهيد درباره معروفترين انيماتور امروز مجارستان صحبت كنيم: Geza M. Toth . از زمان فيلم فارغ التحصيلي ات، فيلمهايت در تمام دنيا تحسين شدند و بيش از 70 جايزه دريافت كرده اند. وقتي به گذشته نگاه مي كني،‌ از حرفه ات راضي هستي؟

- من هميشه از زندگيم راضي بوده ام و از حرفه ام نيز خوشنودم. گرچه رضايت عبارت مناسبي براي بيان حسي كه كه براي زندگي و حرفه ام دارم، نيست. من براي زندگي ام از موقعيتها و افراد زيادي سپاسگزارم. خانواده زيبايي دارم، دوستان خوب بسيار، شاگردان عالي و شغلي جالب. من هرگز گرسنگي نكشيده ام، هيچ وقت شكنجه و تهديد نشده ام. همه اين چيزهاي خوب به من هديه داده شده اند نه به خاطر شايستگي ام.

- شخصاً اسكار را دوست ندارم ولي به نظر گرفتن اسكار آرزوي هر فيلمسازي است. نامزدي اين جايزه شما را در دنياي انيميشن مشهور كرد. چرا اسكار اينقدر مهم است؟

- اين جايزه مهم است ولي نه خيلي. بيشتر جالب است و كمي هم خطرناك. خطر آن از اهميت آن ناشي مي شود. اگر هر روز صبح در آينه به خود نگاه كني و بگويي: "به به چه شخص مهمي بايد باشي، يك نامزد اسكار واقعي" و نگويي "صبح بخير پيرمرد، بيا امروز هم چيز قابل تحملي بسازيم"، ‌آن وقت است كه سردرگم شده اي.

Geza M. Tothگزا توت

- شما توسط نامهاي بزرگي مانند مارسِل يانكوويچ،‌ شندور رايزنبوكلر و جان هالاس آموزش ديده اي. تاثير اين انيماتورهاي بزرگ در كارت چه بوده است؟ صادقانه بگويم كه سبك اريجينالي داري كه به هيچ كدام آنها شباهت ندارد.

- تمام اين هنرمندان بزرگ براي من الگوي زندگي مستحكم با شخصيت، ‌امكانات و اخلاق فردي بودند. من تلاش مي كنم تا چيزي مشابه بسازم. تفاوت بين سبك فيلمهاي من و فيلمهاي استادانم به دليل تفاوتهاي شخصيتي ماست.

- شما دكتراي آموزش و تربيت كودك داريد. آيا به همين دليل است كه سري جديد فيلمهايتان به نامهاي Bogyo و Baboca را براي كودكان ساخته ايد؟ درباره داستان و سبك اين سري برايمان بگوييد.

من دو دكترا گرفته ام يكي در زمينه هنر و ديگري آموزش و تربيت كودك، و تجارب هر دو زمينه مطالعاتم براي فيلمسازي بسيار مفيد هستند. گرچه پيش زمينه اين سري جديد كه براي كودكان پيش دبستاني است متفاوت است. Bogyo و Baboca يا بري و دالي چيز متفاوتي هستند. داستان اين سريال بر اساس كتاب پرفروش هنرمند بااستعداد معاصر، اريكا بارتوس هستند. وي نويسنده و تصويرگر اين سري كتابهاست. داستان و شخصيتها بين المللي هستند: بري، پسرك حلزون و دالي،‌ دخترك پرنده بهترين دوستان هم هستند. آنها ماجراهاي جالبي را تجربه كرده، ‌دوستان جديدي پيدا مي كنند و از دنياي اطرافشان آگاهي كسب مي كنند. 13 اپيزود 5 دقيقه اي ساخته شده و 13 قسمت بعد در مرحله پيش توليد است. هم كتاب و هم سريال انيميشني در مجارستان موفقيت بزرگي كسب كردند. اميدوارم كه يك روز بري و دالي (البته با نامهاي ايراني) شخصيتهاي محبوب كودكان ايراني نيز بشوند.

- در ايكاروس با ماسه كار كرديد، ‌در مايسترو و اِرگو با CG و در ماما با تركيبي از فيلم زنده و CG . معمولاً انيماتورها با يك سبك خاص شناخته مي شوند. چرا با تكنيكهاي مختلف كار كرده اي؟

- درست مي گويي، فيلمهايم استاندارد و سبك بصري مشخص و واحدي ندارند. سبك من (اگر سبكي باشد) بيشتر درونمايه هاي روشنفكرانه است كه سعي كرده ام آن را در فرمهاي متفاوت بگنجانم و از سبك بصري،‌ موسيقي،‌ نمايش و سبك انيميشني كه بيشترين تناسب را با موضوع فيلم دارد استفاده كنم. ايكاروس درباره سوال هميشگي بشر درباره اشتياق و ناتواني از پرواز بود. پس از مدت زيادي ترديد تصميم گرفتم دو شكل متفاوت سنگ را به كار برده و پويانمايي كنم: يك تكه سنگ سخت كه مي تواند استعاره اي از عدم توانايي پرواز باشد و سنگ پودر شده يا خاك كه كه هميشه اطراف ما شناور است. من هرگز در فيلم ديگري از اين تكنيك استفاده نكردم چون ديگر فيلمي راجع به پرواز نساختم. هر موضوع جديدي، ‌راه حلهاي جديدي مي طلبد.

- اين تنوع در ‍‍‍ژانر و موضوع فيلمهايت نيز ديده مي شود. زيبايي شناسي اساطيري در ايكاروس، ‌طنز خلاق و ماهرانه در مائسترو، موضوعات فلسفي و پيچيده در ارگو و ماما و در نهايت انيميشن كودكان در Bogyo and Baboca . آيا دامنه علايق وسيعي داريد يا فقط مي خواهيد موضوعات متفاوت را تجربه كنيد؟

- شايد دليل اين مساله در واقع اين باشد كه من سبك تصويري شخصي ندارم چون نمي خواهم از خودم خسته شوم. اگر فيلمي در رابطه با موضوعي بسازم همان برايم كافي است. نمي خواهم خودم را تكرار كنم. گرچه هميشه حس مي كنم با فيلمهايم در حال تكرار خودم هستم. خوشحال مي شوم اگر اين مساله براي مخاطبين كسل كننده نباشد.

Geza M. Tothگزا توت

- در فيلم ماما،‌ يك بازيگر واقعي را در بسياري از صحنه هاي زنده مي بينيم. هيچ وقت به ساخت فيلم زنده فكر كرده اي؟

- مطمئناً، ولي تنها وقتي كه براي ساخت موضوع مورد علاقه ام نياز به ژانر فيلم زنده داشته باشم. هنرپيشه هاي واقعي احساسات و افكاري متفاوت با يك تكه سنگ پويانمايي شده را بيان مي كنند. من بر اين باورم كه يك انسان واقعي بيان بهتر و وسيع تري نسبت به يك سنگ دارد.

- در دوره اي بين سالهاي 1996 تا 2005 هيچ فيلمي نساختي. علت اين مساله چه بود؟

- در آن زمان قطعه هاي نمايشي ساختم، تحقيقات دكترايم را انجام دادم و بيش از 150 انيميشن كوتاه براي كانال تلويزيوني ID كه يك كانال موسيقي بود ساختم. 150 انيميشن كوتاه با داستانهاي كوتاه و خنده دار از نظر حرفه اي بسيار مفيد بودند. همزمان با آنها دو فعاليت ديگر نيز داشتم: بازسازي دوباره و رياست گروه انيميشن دانشگاه هنر و طراحي مجارستان و تشكيل خانواده. دختر بزرگم در سال 2002 و دختر كوچكترم در سال 2005 متولد شد.

- درباره پروژه هاي بعديت براي ما بگوييد.

- تنها چيزي كه مي دانم اين است كه در حال حاضر در دانشگاه فيلم و تئاتر بوداپست كار مي كنم و روي سريالي براي خردسالان، با عنوان بري و دالي كار مي كنم كه قبلاً به آن اشاره كردم. در پيش بيني آينده ام استعدادي ندارم. آينده هميشه در مقايسه با نقشه هايم كاملاً‌ متفاوت است.

- شماره بعدي مجله ما درباره ارگو خواهد بود و مانند هميشه بايد نقدي مفصل با جزيياتي كامل درباره آن بنويسم. صادقانه بگويم كه نمي دانم چه بنويسم زيرا تفاسير بسيار متفاوتي از فيلم امكان پذير است. آيا مي خواستي كه در مخاطبين اين حس تعليق و ترديد را ايجاد كني؟

- بله مطمئناً، مي خواستم فيلمي درباره دو شيوه متفاوت فكر كردن و دو روش مختلف زندگي بسازم. فيلم بر اساس داستان مشخصي نيست ولي اميدوارم همچنان كارا باشد. اين دو شيوه متفاوت عبارتند از: زندگي در حال حاضر بدون ترس، بدون برنامه ريزي و حس مالكيت و غيره و ديگري زندگي در گذشته و آينده و اتصال مسايل با هم، خلق كردن و مالك شدن.

- اين فيلم را به دوستان بسياري نشان دادم. همه آنها عميقاً تحت تاثير شخصيت ها قرار گرفتند و برخي هم در انتهاي فيلم گريه كردند بدون اينكه علت آن را بدانند. چگونه يك شخصيت ساده كه تنها دو چشم دارد و بس، مي تواند اينقدر ملموس و باورپذير باشد؟

- به نظر من درام بين اين دو نوع روش است كه روي مخاطبين تاثير مي گذارد. تمام ما اشتياق فرم ايده آل اين دو روش متضاد را داريم: ساختن آينده و زندگي در حال. اين درام هميشگي و حل نشدني است كه اين دو شخصيت ماقبل تاريخي بت گونه را باورپذير مي كند.

- شخصيت اول فردي است كه در لحظه زندگي مي كند. او صاف و راست ايستاده است و ما فرض بر اين مي گذاريم كه او خوب و راضي است. سپس او گوي را پيدا مي كند كه به نظر من مي تواند شادي، معصوميت، ايده آليسم و حتي كودك درون باشد. شخصيت دوم افسرده و خميده است و شبيه كسي است كه بيشتر نگران زندگي است تا اينكه واقعاً زندگي كند. در نهايت وقتي گوي را مي پذيرد، شادمان مي شود ولي اين خوشحالي او را مي كشد. واقعاً اين گوي چيست؟

- گوي در ابتدا به شكل اسباب بازي شخصيت اول نمايش داده مي شود و تنها عنصر زندگي شخصيت اول است كه بعدي غير از زمان حال را بيان مي كند، يعني مي توان آن را از آن خود كرد و با آن بازي كرد. بعدتر شخصيت اول گوي را به شخصيت دوم مي رساند و گوي تبديل به وسيله ارتباطي دو شخصيت مي شود.

- مرگ شخصيت دوم روي شخصيت اول اثر گذاشته و وي ديگر نمي تواند بازيگوش باشد. او خم شده، ‌افسرده و غمگين مي شود و تبديل به شخصيت دوم مي شود. آيا ادونيسم و شادي در مقابله با واقعيت سخت و خشن،‌ محكوم به شكست است؟

Geza M. Tothگزا توت
- مرگ شخصيت دوم يك نابودي ساده نيست. شخصيت دوم با گوي بازي مي كند و مي رقصد و آهنگي را اجرا مي كند و اين رقص روي همان ستونهايي انجام مي گيرد كه در تمام طول زندگي اش با تمركز ساخته بود. اين ملودي بسيار شخصي تر و اصيل تر از صداي قدم برداشتن يكنواخت شخصيت اول است. مرگ شخصيت دوم بيهوده نيست زيرا اين موسيقي توسط يك مخاطب شنيده مي شد. البته كه شخصيت اول با مرگ شخصيت دوم روبرو مي شود به همين دليل نمي تواند باز هم با بازيگوشي در فضاي و زمان نامحدود بپرد. ولي من فكر مي كنم شخصيت اول از هارموني اي كه شخصيت ديگر مي نوازد، مبهوت مي شود. بنابراين علت اينكه شخصيت اول متوقف مي شود تنها ترس از افتادن و مرگ نيست بلكه اشتياق ساختن چيزي جديد و شخصي نيز هست.

- آيا شخصيت اول جوانتر از شخصيت دوم است؟

- پاسخ به اين سوال بستگي به تفسير تمام فيلم دارد. اگر بخواهيم توضيحي واقع بينانه داشته باشيم،‌ اگر بخواهيم "پيام" فيلم را با تحليلي درست دريافت كنيم،‌ به اين نكته مي رسيم كه فيلم درباره كودكي گمشده است،‌ اين تفسير را قبول دارم و بيشتر مي پسندم. پس شخصيت اول كودك و ‌معصوميت و ايمان مطلق است و شخصيت دوم بالغي است كه كودكي اش را از دست داده است. گرچه پاسخ درست اين است: شخصيت اول الزاماً جوانتر از شخصيت دوم نيست.

- ساخت ارگو چطور به ذهن شما خطور كرد؟ آيا از كتاب،‌ فيلم يا قطعه موسيقي خاصي تاثير گرفتيد؟

- هرگز اين مساله را تجزيه و تحليل نكردم و واقعاً‌ نمي دانم.

- ارگو يك فيلم موزيكال است و مي دانم شما نوازنده حرفه اي چلو هستيد و اطلاعات خوبي درباره موسيقي داريد. درباره Attila Pacsay و موسيقي اش و اينكه چگونه موسيقي او داستان يك فيلم صامت را بيان مي كند، براي ما بگوييد.

- موسيقي در تمام فيلمهايم نقش مهمي دارد،‌ به ويژه در اين انيميشن. تمام موضوع درباره موسيقي است. در اينجا موسيقي به عنوان مكملي براي نمايش است : خيزهاي بازيگوشانه و نامحدود شخصيت اول صحنه هاي يكنواخت و خسته كننده اي از يك نتِ C را ايجاد مي كند و رقص بي لطافت و بسيار محدود شخصيت دوم ملودي زيبايي ارائه مي دهد. به خوبي مي دانستم چه نوع موسيقي اي نياز دارم ولي نمي توانستم خودم آنرا بسازم. آتيلا كسي است كه قادر به ساخت اين آهنگ بود.

- براي ساخت ارگو از چه نرم افزاري استفاده كرديد؟

- ابتدا براي نوشتن داستان از Microsoft Word بعد براي ساخت استوري برد از فتوشاپ استفاده كردم. در نهايت براي رنگ آميزي كامپيوتري از Baselight استفاده كردم. در اين بين نرم افزاريهاي ديگري را نيز به كار گرفتيم و البته به مقدار زيادي زيادي از Autodesk 3ds Max .

- چالش برانگيزترين مرحله توليد از نظر شما چه بود؟

- بدون شك چالش برانگيزترين بخش تمام توليد اين بود كه همكارانم را به اين باور برسانم كه اين تكه هاي پراكنده در اينجا و آنجا فيلم قابل قبولي ايجاد خواهد كرد.

- زندگي براي شخص شما چگونه است، مانند ارگو يا مايسترو؟

- زندگي براي من گاهي مانند احتمالات نامحدود زندگي در ارگو،‌ شاد و با خوش بيني است و گاهي همراه با اجبار نااميدانه مانند مايسترو است.

Geza M. Tothگزا توت

- آخرين سوال، از شما چند سوال با جمله آغازين "... موردعلاقه تان چيست؟" را خواهم پرسيد.

انيميشن كوتاه مورد علاقه تان چيست: فيلم كرك (Crac ) ساخته فردريك بك
انيميشن بلند: Spirited Away ساخته هاياو ميازاكي
فيلم زنده: رومِ فدريكو فليني
فستيوال فيلم: Annecy
كتاب: كتابهاي بهوميل هرابال
آهنگ: آهنگهاي بومي مجارستاني
محل زندگي: مجارستان يا جايي در شرق مجارستان
ورزش: هاكي و فوتبال

- در نهايت از شما بابت فرصتي كه به ما داديد سپاسگزاريم. مي دانم كه با استوديويتان، ‌كلاسها و فيلمهايتان سرتان بسيار شلوغ است و از وقتي كه به ما داديد بسيار متشكريم. منتظر ديدن شاهكارهاي شما در آينده هستيم.

- من هم بابت مصاحبه متشكرم.





و تشكر ويژه اي هم از خانم شورا جاري بابت ترجمه به فارسي


Share |

منابع : Animak

آرشیو انیمک