Contact Us Site Map rss

دنيايي به وسعت نشيمنگاه!

نقد و بررسي دستورالعمل مصرف

نوشته: تورج سلحشور

info@animak.ir

2011/11/29

اگر چه گيدو مانولي را اكثراً به عنوان همكار و دستيار برونو بوزتو در پروژه هاي عظيمي چون West and soda، Vip - Mio fratello superuomo و يا Allegro non troppo مي شناسيم، اما او كارهاي مستقل زيادي ساخته كه تا جاييكه من ديده ام چيزي از فيلمهاي بوزتو كم ندارد كه هيچ، بسيار جسورانه تر و بي پرواتر هم هستند. سبك بصري فيلمهايش بسيار شبيه بوزتوست، سل انيميشن ساده با رنگهاي شاده بدون بك گراند اضافي. تم كارهايش نيز تنه به كارهاي بوزتو مي زند؛ طنزي تلخ و اكثراً با موتيف اجتماعي. فيلمي كه به عنوان يك نمونه از كارهاي وي انتخاب كرده ايم "دستورالعمل مصرف" نام دارد كه در سال 1989 ساخته شده است. اگر چه اين فيلم بهترين اثر او نيست ولي تماشاي طنز زيباي آن كه تندترين كنايه ها را نسبت به انسان مدرن روا مي دارد خالي از لطف نيست. فيلم به صريح ترين شكل ممكن به نابساماني هاي زندگي مدرن مي پردازد.

Use Instructionsصحنه اي از فيلم دستورالعمل مصرف

فيلم با يك جمله آغاز مي شود كه به سه زبان مختلف آن را مي بينيم:

"آنها به ما يك نشيمنگاه! دادند ولي ما دستورالعمل مصرف آن را گم كرده ايم!".
البته بجاي لغت نشيمنگاه عكس آن را مي بينيم. نشيمنگاه تم اصلي فيلم است! و كلاً اشاره به پيشرفتهاي بشر دارد؛ بشر مدرن كه راه استفاده از اين پيشرفتها را گم كرده است و در نهايت اين پيشرفتها تبديل به نشيمنگاهي شده اند كه به همه چيز گند مي زنند.

فيلم با صحنه اي پشه اي آغاز مي شود كه در حال مكيدن يك اسپري پشه كش است! ابزار مدرني كه اصولاً براي كشتن پشه ها تبديل شده نه تغذيه آنها. اما پشه صورتي رنگ ما با سرمستي تمام از آن تغذيه كرده و حتي با آن دوش مي گيرد! اين صحنه يك پيش-آگهي ست كه خبر از تم كلي فيلم مي دهد:
"هيچ چيز آن كاربردي را كه براي آن طراحي شده ندارد و بيشتر از آنكه سازنده باشد، گند مي زند". و علت اين مسئله چيزي نيست جز گمگشتگي انسان مدرن در چيزي كه خود آن را ساخته ولي اكنون اسيرش شده است و نمي داند با آن چه كار كند.

پشه به سمت نوزادي پرواز مي كند كه در حال خوابيدن در يك كالسكه است. نوزاد پشه را مي گيرد ولي پشه قويتر از اوست و او را بلند كرده و دوباره سر جايش مي كوبد. اين نوزاد نقش ناظري را ايفاء مي كند كه بيطرفانه نظاره گر صحنه هاي فيلم است. صحنه هايي كه ا زاين پس مي بينيم همچون كاتالوگي ست كه اين نوزاد ورق مي زند؛ كاتالوگي كه راههاي مختلف بشر براي گند زدن به زندگي و محيط پيرامونش را به تصوير مي كشد. شايد مانولي به اين دليل فيلم را از ديدگاه اين نوزاد نشان مي دهد كه نوزاد هنوز آلوده به زندگي و اخلاق (يا بي اخلاقي؟) مدرن نشده و ديد روشنتر و پاكتري به زندگي دارد. بهت و حيرتي كه در صورت نوزاد در جاي جاي فيلم ديده مي شود حكايت از اين موضوع دارد كه نوزاد علت اين همه حماقت را درك نمي كند.

نوزاد به ماشيني اشاره مي كند كه در حال آلوده كردن هواست. دقت كنيد كه در تك تك صحنه ها بخشي كه كاركرد مخرب دارد بصورت نشيمنگاه نشان داده مي شود كه در اين صحنه قسمت پشتي اتومبيل يا اگزوز آن است. در صحنه بعدي كارخانه اي را مي بينيم كه با پخش گازهاي سمي هوا را آلوده مي كند. هواپيمايي رد شده و به اين آلودگي مي افزايد. كشتي مخصوص اكتشاف نفت و گاز كه درياها را آلوده كرده و باعث كشتار ماهي ها مي شود (نشت نفت در خليج مكزيك كه يادتان نرفته؟) شيرآبي را مي بينيم كه آب آلوده از آن بيرون مي آيد و دست كسي كه اين آب را مي خورد شبيه پنجه يك گرگ مي شود. تلويزيون، خانواده اي كه جلوي آن به تماشا نشسته اند را غرق در كثافت مي كند (مجراي نشيمنگاه تلويزيون مثل لوله تفنگ عمل كرده و بصورت تماشاگرانش كثافت شليك مي كند). تلويزيون همانند تبليغات، مد و رسانه ها در زندگي مدرن در كنترل و جهت دهي و آلوده كردن اذهان توده نقشي اساسي دارد. البته نيازي به گفتن ندارد كه اين تكنولوژي ها استفاده هاي مفيد نيز مي تواند داشته باشد اما چون دستورالعمل مصرف آنها را گم كرده ايم فقط جنبه مخرب آن را استفاده مي كنيم. بعد صحنه سيگاري را مي بينيم كه حلقه هاي دود آن نوزاد را خفه مي كنند.

Use Instructionsصحنه اي از فيلم دستورالعمل مصرف

اگر چه تك تك اين صحنه ها طنز جداگانه اي مطرح مي كنند اما توالي آنها تاثير فزاينده اي را بوجود مي آورند كه هر چه بيشتر رفتار استثماري بشر و عواقب آن را گوشزد مي كند. آپارتمانها زباله سازي مي كنند؛ تارزان مستقيماً توسط نشيمنگاهي بلعيده مي شود كه وسط جنگل جاده درست كرده و آن را از بين مي برد؛ گوزني توسط نشيمنگاه يك شكارچي له مي شود كه به شكار غيرقانوني و از بين بردن حيات وحش مشغول است؛

از نظر مانولي ميل به تخريب و سوء استفاده يكي از ويژگيهاي ذاتي بشر است. چنانچه در صحنه بعدي مدفوع يك كوهنورد را مي بينيم كه بر بالاي قله اي كه قبلاً هيچ بشري در آنجا نبوده، ايستاده است. به نظر مي رسد وقتي بشر به موفقيتي دست مي يابد اولين كاري كه با آن مي كند اين است كه آن را به گند بكشد! پيشرفتهاي بشري را در صحنه هاي بعد با تصوير موشك و انفجار اتمي پي مي گيريم. به تشابه نشيمنگاه با قارچ اتمي دقت كنيد تا به نبوغ ذهن گيدو پي ببريد!

مانولي با استفاده از تصاوير نظامي و نيز شركتهاي بزرگ در حقيقت دولتهاي پيشرفته را به تصوير مي كشد كه كشورهاي در حال توسعه را استثمار مي كنند. استفاده از مسائل اقتصادي براي توليد دغدغه هاي جديد براي بشر و در نهايت استثمار آنها. وقتي تارزان در نشيمنگاهي فرو مي رود كه در وسط يك جنگل جاده مي كشد، ايده هاي متعددي به شكلي جالب به هم پيوند مي خورند. تارزان به عنوان سمبل تمامي بومي هاي جنگل كه در عين ابتدايي بودن و سادگيشان عظمت هروئيكي را نيز دارا هستند در زير چرخهاي تكنولوژي له شده و اين ماشينها زندگي صنعتي و شهري را جايگزين طبيعت مي كنند. نشيمنگاه جايگزين اين ماشينهاي تكنولوژيكي شده و پيشرفت بشر را به سخره مي گيرد. در صحنه بعدي هواپيمايي را مي بينيم كه يك بسته به ظاهر غذايي در يك كشور آفريقايي تخليه مي كند ولي در حقيقت زباله هاي دنياي مدرن را به آنها هديه مي دهد. اين استثمار دنياي مدرن را در چند صحنه بعدتر به شكل يك بطري كوكاكولا مي بينيم كه سرريز مي شود. كوكاكولا به عنوان يكي از نمادهاي جامعه مصرفي مدرن، داراي هويت تجاري و مصرفي خاصي ست كه چنانچه در اين صحنه مي بينيم از درون تابلوي تبليغاتي بيرون جهيده و مصرف كننده را له مي كند.

Use Instructionsصحنه اي از فيلم دستورالعمل مصرف

اما مانولي اين تخريب و سوء استفاده را خاص دولتها و يا شركتهاي بزرگ نمي داند و در صحنه هاي بعدي موارد استفاده آن از سوي قشر پايينتر جامعه را نيز به تصوير مي كشد: سارقي كه از بانك سرقت مي كند، يا سرنگ مواد مخدر كه به بازوي يك معتاد تزريق شده و سر او را به شكل نشيمنگاه در مي آورد. مانولي پيوسته سعي مي كند نشان دهد كه پيشرفت بشر در بسياري جهات غيرطبيعي و مخرب است و براي نشان دادن اين حالت "غيرطبيعي" بخوبي از انيميشن بهره برده است. در صحنه بعدي يك جراح زيبايي را مي بينيم كه يك زن را سراسر به يك نشيمنگاه تبديل مي كند و مي بينيم كه باد معده وي بجاي دفع شدن از نشيمنگاه از سر و سينه او نيز بيرون مي آيد اين دقيقاً حالت غيرعاديي ست كه مانولي اصرار دارد تكنولوژي و زندگي مدرن (و در اين صحنه مد به عنوان يكي از عارضه هاي مدرنيته) به ما تحميل كرده است. بدن، به عنوان يك بخش طبيعي و ارگانيك، يك محصول مصنوعي نيست. واكنش هاي طبيعي در اين صحنه بدن اشاره اي ست به تخريب و پست كردن فرم فيزيكي و طبيعي بدن.

اين تخريب و تصنع در يكي ديگر از موضوعات مورد هدف مانولي نيز ديده مي شود: سكس و جنسيت. حتي اين تصنع و آلودگي در موضوعات جنسي بشر نيز ديده مي شود. جنسيتي لجام گسيخته كه ديگر كوچك و بزرگ نمي شناسد و خود تبديل شده به يك برند تجاري! حتي داستان شنل قرمزي كه اصولاً يك داستان كودكانه است گرگي را نشان مي دهد كه بجاي تلاش براي خوردن شنل قرمزي، آلت جنسيش را به او نشان مي دهد اما مي بينيم كه يك نشيمنگاه بجاي آلت جنسيش قرار گرفته است. دست مردي كه به باسن يك زن چنگ مي اندازد پودر شده و مي ريزد.

Use Instructionsصحنه اي از فيلم دستورالعمل مصرف

نوزاد عصباني از اينهمه كثافت و لجام گسيختگي زور مي زند و پوشكش را كثيف مي كند. خوب طبيعي ترين كاركرد يك نشيمنگاه! اما جالب اينجاست كه تنها كسي كه در اين فيلم كاري طبيعي انجام مي دهد مورد شماتت و بازخواست قرار مي گيرد و والدينش او را تنبيه كرده و به آسمان شوت مي كنند و وقتي در مدار زمين قرار مي گيرد مي بينيم كه كل كره زمين به شكل يك نشيمنگاه بزرگ است! و در نهايت اين سياره كثيف در كاسه توالت قرار گرفته و سيفون كشيده مي شود!

اگر چه شايد بعضي ها به اين فيلم انگ ابتذال و يا تكراري بودن بزنند اما هر بيننده اي معترف خواهد بود كه مانولي توانسته با مهارت ايده هاي بسياري را در قالب يك فيلم سه دقيقه اي بگنجاند و تكرار اين موضوع در نهايت تاكيدي ست به جامع بودن و اهميت آن. مانولي اخطار مي دهد كه كودكان ما قرباني هاي آينده سوء استفاده بشر از سياره زمين خواهند بود؛ سوء استفاده اي كه به نام تكنولوژي شكل مي گيرد. سياره اي كه اگر چاره اي براي آن نينديشيم در نهايت جايي جز كاسه توالت نخواهد داشت.


Share |

نظرات: 0

آرشیو انیمک