یکی از زمینه های هنری که کشورهای کمونیستی تمایل زیادی برای سرمایه گذاری روی آن داشتند تولید فیلم های کوتاه انیمیشن بود زیرا می توانستند از آن برای تبلیغ و ترویج اهداف سوسیالیسم استفاده کنند و از طرف دیگر با تولید روز افزون این گونه فیلم ها در جهت رقابت با تولیدات آمریکایی (والت دیزنی) گام بردارند.
مراکز مهم تولید انیمیشن در بلوک شرق عبارت بودند از:
- شوروی: استودیو سایوزمولتفیلم (Soyuzmultfilm)
- چک و اسلواکی: استودیو کِراتکی فیلم (Kratky Film)
- لهستان: استودیو سِمافور (Se-Ma-For ) و استودیو مینیاتور (Miniature Film)
- مجارستان: استودیو پانونیا (Pannonia Film)
تا سال 1990 فیلم های هنرمندانه و پر قدرتی در این استودیوها ساخته می شد که کاملاً با کارهای خوش آب و رنگ والت دیزنی متفاوت بود. هر اندازه که فیلم های والت دیزنی لحظات شاد و پر از خنده ای را برای بیننده فراهم می کردند فیلم های ساخت کشورهای بلوک شرق بیننده را به تفکر و تامل فرا می خواندند. کارگردانان بلوک شرق گاهی با کمترین امکانات موجود و با استفاده از تکه های پارچه، کاموا، سیم، چوب کبریت و یا چند تکه کاغذ، فیلم هایی را می ساختند که هم از لحاظ تکنیک و هم از لحاظ مفهوم و محتوای داستان تحسین برانگیز بودند. آن ها در برخی از فیلم ها، تکنیک های مختلف انیمیشن را به شکلی هنرمندانه با یکدیگر تلفیق می کردند.
لوگوی استودیو سِمافور لهستان
یکی از کشورهای موفق در ساخت انیمیشن، لهستان می باشد. در یک نگاه کلی سینمای انیمیشن لهستان را پس از جنگ جهانی دوم می توان به چهار دوره زیر تقسیم کرد:
- دوره اول (سال های آغازین): از سال 1945 تا 1957 میلادی
- دوره دوم (سال های طلایی): از سال 1957 تا 1990 میلادی
- دوره سوم (سال های افول): از سال 1990 تا 2000 میلادی
- دوره چهارم (موج نو در انیمیشن لهستان): از سال 2000 تا کنون
- دوره اول (سال های آغازین):
یکی از پیشگامان ساخت فیلم های انیمیشن عروسکی در لهستان زنون واسیلِوسکی (Zenon Wasilewski ) می باشد. نخستین فیلم او با نام In The Time Of King Krakus در سال 1947 تهیه شد. این فیلم 14 دقیقه ای برای کودکان ساخته شده است و درباره شهریست که در آن اژدهایی زندگی می کند که باعث رعب و وحشت مردم شده است، سرانجام شاگرد زیرک یک کفاش با طرح نقشه ای اژدها را از پای در می آورد و باعث نجات شهر می شود.
از دیگر کارگردانان موفق در این دوره می توان به وُجیمیش هاوپ (Włodzimierz Haupe ) و همسرش هالینا بیلینسکا (Halina Bielinska ) اشاره کرد. این دو هنرمند علاوه بر کارهای جداگانه، تعدادی فیلم را نیز با همکاری یکدیگر ساخته اند. بهترین فیلم آن ها The Changing Of The Guard نام دارد که در سال 1959 موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم کوتاه، از جشنواره فیلم کن شد. این فیلم 7 دقیقه ای به شیوه استاپ موشن و با استفاده از تعدادی کبریت ساخته شده است. فیلم، ماجرای عشقی است که بین شاهزاده خانم و نگهبان قصر بوجود می آید. در یک ملاقات شبانه، حرارت عشق موجب آتش گرفتن نگهبان، شاهزاده و سرانجام کل قصر می شود!
The Changing Of The Guard ساخته وُجیمیش هاوپ و هالینا بیلینسکا
- دوره دوم (سال های طلایی):
در سال 1957، یان لنیکا (Jan Lenica ) و والریان بروچیک (Walerian Borowczyk ) با همکاری یکدیگر انیمیشن کوتاهی را با نام Once Upon A Time ساختند که آغازگر دوره جدیدی در انیمیشن لهستان بود. این فیلم جوایز متعددی، از جمله جایزه بهترین فیلم کوتاه را از جشنواره فیلم ونیز، برای کارگردانان جوان آن به ارمغان آورد و باعث شهرت بین المللی آنان شد.
Once Upon A Time ساخته یان لنیکا و والریان بروچیک
این فیلم 8 دقیقه ای که در دسته آثار تجربی قرار می گیرد، به روش کات-اوت ساخته شده و در آن، اشکال انتزاعی ساخته شده از بریده های کاغذ رنگی و یا تصاویر بریده شده از مجلات قدیمی به کار رفته است.
لنیکا و بروچیک، در سال 1958 فیلم کوتاه دیگری با عنوان The Hause ساختند. این فیلم سوررئالیستی، ترکیبی ست از چند اپیزود کوتاه که هیچگونه ارتباط داستانی با یکدیگر ندارند و تکنیک های مختلفی از جمله کُلاژ، کات-اوت و استاپ موشن در آن بکار رفته است. این اثر، موفق به دریافت جایزه از جشنواره فیلم بروکسل گردید.
The Hause ساخته یان لنیکا و والریان بروچیک
بنابراین لنیکا و بروچیک نخستین کسانی بودند که تمامی قید و بندهای هنری را که در آن زمان رئالیسم سوسیالیست خوانده می شد شکستند و با نگرشی نو، راه را برای تعداد دیگری از کارگردانان جوان گشودند.
در سال 1959، این دو کارگردان از لهستان مهاجرت کردند و در فرانسه، جدا از یکدیگر به فعالیت هنری خود ادامه دادند. والریان بروچیک در سال 1967 اولین فیلم بلند انیمیشنی خود را با نام Mr. And Mrs. Kabal's Theatre ساخت. این فیلم آخرین انیمیشن او بود. پس از آن بروچیک به ساخت فیلم های بلند سینمایی روی آورد. یان لنیکا پس از مهاجرت و تا پایان عمر (سال 2001)، به فعالیت خود در زمینه انیمیشن ادامه داد و کارنامه درخشانی از خود به جای گذارد. معضلات و دلهره های بشر امروزی مضمون اصلی فیلم های لنیکا در این دوره هستند. از بهترین کارهای او می توان به Labirynt ، A و Wyspa R.O اشاره کرد.
Labirynt ، یک فیلم 14 دقیقه ایست که در سال 1962 و به شیوه کُلاژ و کات-اوت ساخته شده است. این فیلم، فضایی کافکایی دارد و درباره مردیست که به شهری پای می گذارد که در آن هیچگونه نشانی از انسانیت وجود ندارد و آدم ها به اشکال حیوانی درآمده اند. لنیکا به صورت هنرمندانه شهر، روابط بین ساکنان آن و سرنوشت تلخ مرد را به تصویر می کشد.
Wyspa R.O ، آخرین اثر یان لنیکا است که در سال 2001 ساخته شد. فیلم، به شکلی نمادین به بیان مسائلی از قبیل توتالیتاریسم، اسارت و بردگی بشر و طبیعت غیر قابل پیش بینی زندگی انسان می پردازد.
Labirynt ساخته یان لنیکا
یان لنیکا علاوه بر انیمیشن، در زمینه پوستر سازی نیز فعال بود. او یکی از برجسته ترین تصویر سازان پس از جنگ جهانی دوم به شمار می آید. در پوستر هایش گرایش قوی به اکسپرسیونیسم دیده می شود. از آثار مهم او می توان به پوستر فیلم مزد ترس، پوستر برای اُپرای وُتسِک (ساخته آلبان برگ)، پوستر برای اُپرای اُتللو (ساخته جوزپه وردی) و پوستر برای تئاتر فِدرا (نوشته ژان راسین) اشاره کرد.
در ادامه، به اختصار به معرفی دیگر فیلمسازان مطرح این دوره می پردازیم:
ویتولد گیرش - Witold Giersz
1927 - ...
بیشتر شهرت وی به خاطر ساخت انیمیشن The Horse در سال 1967 می باشد. تکنیک خلاقانه و استثنایی بکار رفته در این فیلم، جایزه جشنواره کِراکو را برای کارگردان آن به ارمغان آورد.
The Horse ساخته ویتولد گیرش
در روش کار ویتولد گیرش، رنگ روغن روی سطحی پخش می شود و هر بار که تغییری به وجود می آید، از آن فریم به فریم فیلم برداری می شود تا اشکال و تصاویر مورد نظر پدید آیند. در واقع عنصر متحرک در کارهای ویتولد گیرش، رنگ است. این شیوه باعث ایجاد فضایی خیال انگیز در آثار ویتولد گیرش می شود.
از دیگر فیلم های این کارگردان می توان به Maly Western ، The Red And The Black و The Fire اشاره کرد.
میروسلاو کیوویچ - Mirosław Kijowicz
1929 - 1999
او متولد لنینگراد شوروی است. خانواده وی در سال 1937 به لهستان مهاجرت کردند. در سال 1955 در رشته تاریخ هنر از دانشگاه ورشو فارغ التحصیل شد. او در سال 1958 فعالیت فیلمسازی خود را آغاز کرد و در سال 1960 نخستین فیلم کوتاه خود را ساخت. از بهترین کارهای او می توان به Cages ، The Road و A – B اشاره کرد.
A – B ساخته میروسلاو کیوویچ
Cages ، فیلمی است 7 دقیقه ای، محصول استودیو مینیاتور که به شیوه کات-اوت ساخته شده است. مضمون فیلم، تنهایی بشر و عدم توانایی او در ایجاد و یا حفظ یک ارتباط می باشد. این فیلم در سال 1967 موفق به دریافت جایزه از جشنواره فیلم انسی شد.
The Road ، درباره مردی است که در مسیر حرکت خود به یک دو راهی می رسد. او در انتخاب مسیر دچار تردید می شود. سرانجام دو نیم شده و هر نیمه به راهی می رود. در پایان فیلم، دو نیمه در جایی به هم می رسند و با همدیگر راه را ادامه می دهند اما دیگر هم اندازه و شبیه به هم نیستند.
دانیل چکورا - Daniel Szczechura
1930 - ...
او فارغ التحصیل رشته تاریخ هنر از دانشگاه ورشو می باشد. فیلم های او پر از نکات ظریف فلسفی است. چکورا در مصاحبه ای با مجله Film Quarterly در سال 1997، از یان لنیکا و والریان بروچیک به عنوان تاثیرگذارترین افراد در کارهایش یاد می کند. از موفق ترین فیلم های او می توان به The Letter ، The Chair ، First, Second, Third… ، The Graph ، The Hobby ، The Journey و Mirage اشاره کرد.
The Chair ، به شیوه کات-اوت ساخته شده و داستان نبرد برای رسیدن به مقام و قدرت است. در یک تالار بزرگ، قرار است نشست مهمی برگزار شود اما صندلی رييس جلسه خالی است. حاضرین در جلسه به زد و خورد با یکدیگر می پردازند و از هر روشی برای رسیدن به صندلی ریاست استفاده می کنند. سرانجام، یک نفر پیروز شده و بر روی صندلی می نشیند و همه حاضرین تالار (رقیبان)، او را تحسین و تشویق می کنند. لازم به ذکر است که سر تا سر این فیلم از بالا فیلمبرداری شده است.
The Chair ساخته دانیل چکورا
First, Second, Third ، در سال 1964 ساخته شده و درباره یک مسابقه پرش با اسکی است. یکی از ورزشکاران پس از برخاستن از سکو به حرکت خود در هوا ادامه می دهد. او از سرزمین های مختلف می گذرد و پس از آن که یک دور کامل کره زمین را می زند به محل مسابقه باز می گردد اما موقع فرود نمی تواند رکورد خوبی را ثبت کند و با اختلافی فاحش نسبت به رقبای خود به مقام آخر می رسد.
The Journey ، محصول استودیو سِمافور می باشد و یکی از جنجال برانگیزترین انیمیشن های لهستان به شمار می رود. این فیلم یک سفر رفت و برگشت یکنواخت و خسته کننده با قطار است. در قسمت اعظم فیلم هیچ اتفاق خاصی رخ نمی دهد. تصویر سیلوییتی (سیاه رنگ) یک مسافر را از پنجره یکی از کابین های قطار می بینیم و تنها عناصر متحرک، منظره ها و تیرهای برقی است که از مقابل دوربین رد می شوند. مسافر پس از پیاده شدن در ایستگاه قطار، به سمت خانه ای حرکت می کند، زنگ آن را به صدا در می آورد و باز می گردد. در پایان، مجددا همان صحنه های یکنواخت و کسل کننده سفر با قطار را مشاهده می کنیم. این فیلم در سال 1971 موفق به دریافت جایزه از جشنواره فیلم کِراکو گردید.
Mirage ، در سال 1981 ساخته شده و در آن تکنیک های مختلفی از جمله پیکسیلیشن و کات-اوت بکار رفته است. این فیلم سوررئالیستی یک آسمانخراش عظیم را نشان می دهد که در یک چمن زار در حال حرکت است. در پایان فیلم، داخل یک دریاچه شده و به آرامی ناپدید می شود. در طول این سفر، ساکنان آن مشغول زندگی خود هستند و از حوادثی که بیرون اتفاق می افتد خبری ندارند.
دانیل چکورا از سال 1970 میلادی تا کنون به تدریس در دانشگاه های مختلف داخلی و خارجی، از جمله دانشگاه ورشو و دانشگاه اِمیلی کار در ونکوور کانادا پرداخته است. پیوتر دومالا و اِوا بیبانسکا که از فیلمسازان مطرح لهستان هستند، از دانشجویان او بوده اند.
چکورا، تعدادی فیلم کوتاه نیز برای کودکان ساخته است که مهمترین آن، Dobranocka (سال 1997) می باشد.
اِستفان شابنبک - Stefan Schabenbeck
1940 - ...
اِستفان شابنبک در بین سال های 1966 تا 1970، شش انیمیشن کوتاه ساخت که همگی آن ها در جشنواره های مختلف حضوری درخشان داشتند.
مهمترین فیلم های او Everything Is A Number ، "!" و Stairs می باشند.
Everything Is A Number ، به شیوه کات-اوت ساخته شده و درباره طغیان بشر علیه سلطه اعداد است که به شکست بشر می انجامد.
"!" ساخته ِاستفان شابنبک
Stairs ، در سال 1968 و به شیوه استاپ موشن ساخته شده است. مردی از پله های بیشماری بالا می رود و سرانجام پس از رسیدن به آخرین پله می میرد و خود به پله بعدی تبدیل می شود. شابنبک در این فیلم به زیبایی سرنوشت بشر را به تصویر می کشد.
ریشارت چکالا - Ryszard Czekala
1941 - 2010
چکالا بیشتر آثار خود را به شیوه ی کات اوت می ساخت. بهترین فیلم او The Bird نام دارد. این فیلم داستان یک نظافتچی است که تمام پول خود را پس انداز می کند تا بتواند پرنده ای را که در ویترین یک مغازه درون قفس است بخرد و آزاد کند.
The Bird ساخته ریشارت چکالا
ریشارت چکالا، موضوع فیلم هایش را از حوادث و اتفاقاتی که در زندگی روزمره هر کس ممکن است اتفاق بیافتد انتخاب می کند. در مصاحبه ای با مجله Film در سال 1970 می گوید: "حقیقتاً من به فیلم های انیمیشنی تمثیلی و یا فلسفی که در آن ها هر شخص یا هر چیز مفهومی نمادین دارد علاقه ای ندارم. من می خواهم رویدادها و موقعیت های صریح و مشخص را ارائه کنم." او در مصاحبه دیگری با همین مجله در سال 1971 می گوید: "من سعی می کنم در فیلم هایم یک تصویر مهیج و واقعی از زندگی ایجاد کنم تا بینندگانی که در غفلت به سر می برند بیدار شوند. بینندگان باید حس کنند که در حوادث و پیشامدهای فیلم سهیم هستند. آن ها باید خود را با شخصیت های فیلم همسان بدانند."
از دیگر فیلم های موفق او می توان به The Son ، The Roll-Call و The Autopsy اشاره کرد.
یرژی کوتسیا - Jerzy Kucia
1942 - ...
یرژی کوتسیا فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشکده هنر های زیبای کِراکو است. اکثر فیلم هایش فضایی کافکایی دارند و مضمون آن ها تنهایی، از خود بیگانگی انسان، بی ثباتی اوضاع دنیا و کشاکش بین مرگ و زندگی می باشد.
از فیلم های مهم او می توان به Reflections ، Splinters و Tuning The Instruments اشاره کرد.
Tuning The Instruments اثر يرژي كوتسيا
زبیگنیف ریبچینسکی - Zbigniew Rybczynski
1949 - ...
موفق ترین فیلم او Tango نام دارد که جوایز متعددی از جمله اسکار سال 1982 و همچنین جایزه بزرگ جشنواره انسی در سال 1981 را دریافت کرد.
این فیلم 7 دقیقه ای، محصول استودیو سِمافور است. حوادث این فیلم در یک اتاق اتفاق می افتد. این اتاق دارای سه در (در ضلع های غربی، شرقی و شمالی)، یک پنجره (در ضلع شمالی)، یک میز و سه صندلی (در وسط اتاق)، یک کمد (در ضلع غربی)، یک تخت در جلوی کادر و یک تخت کودک (در ضلع شرقی) می باشد. ابتدا از پنجره، توپی به داخل اتاق می افتد و سپس پسر بچه ای از طریق پنجره وارد اتاق شده، توپ را بر می دارد و از کادر خارج می شود. این عمل بار دیگر تکرار می شود. در این میان مادری با کودک خود از دری که در ضلع شمالی قرار دارد وارد اتاق شده، روی صندلی می نشیند، به بچه خود شیر می دهد، بلند می شود، بچه را داخل تخت می گذارد و سرانجام از اتاق خارج می شود. این عمل نیز مجددا تکرار می شود. به همین ترتیب افراد دیگری وارد اتاق شده، کاری را انجام می دهند و از اتاق خارج می شوند و عمل هر کدام از آن ها پیوسته تکرار می گردد. در نقطه اوج فیلم نزدیک به 30 نفر داخل اتاق حضور دارند و هر کدام مشغول انجام کاری هستند بدون اینکه برخورد یا تلاقی با هم داشته باشند. به عنوان مثال ما در تخت خواب جلوی کادر، در لحظات اوج فیلم، شاهد این اتفاقات هستیم: "ابتدا دختر و پسر جوانی روی تخت دراز می کشند و پس از معاشقه، برخاسته و از اتاق خارج می شوند در این هنگام سگی روی تخت می پرد و صاحبش آن را از روی تخت به پایین می آورد. سپس پیرزنی که از در غربی اتاق وارد شده روی تخت دراز می کشد و بعد از چند لحظه بلند شده و از در شرقی خارج می شود. دوباره دختر و پسر جوانی که وارد اتاق شده اند روی تخت می روند و اعمال گذشته مجددا تکرار می شود." در لحظات پایانی فیلم به تدریج از تعداد آدم ها کم می شود (اشخاصی که از کادر خارج شده اند دیگر به اتاق باز نمی گردند) تا آنکه فقط پیرزنی که روی تخت خواب جلوی کادر دراز کشیده است در اتاق باقی می ماند. در این لحظه توپ به داخل اتاق می افتد اما دیگر پسر بچه وارد اتاق نمی شود. پیرزن از روی تخت خواب بلند شده، توپ را بر می دارد و از در شرقی اتاق خارج می شود و فیلم به پایان می رسد.
Tango ساخته زبیگنیف ریبچینسکی
در این فیلم، هر یک از کاراکترها و اعمال آن ها جداگانه فیلمبرداری شده و سپس با استفاده از ترفندهای سینمایی، اعمال تکراری آن ها را طوری کنار هم قرار داده اند که هیچگونه برخوردی با هم نداشته باشند.
از دیگر کارهای ریبچینسکی می توان به ساخت نماهنگ (Music Video ) برای بسیاری از گروه های موسیقی اشاره کرد. مهمترین کار او در این زمینه Imagine اثر جان لنون است که در سال 1987 موفق به دریافت شیر نقره ای از جشنواره فیلم کن گردید.
پیوتر دومالا - Piotr Dumala
1956 - ...
او روی یک سطح گچی تصاویر را نقاشی و حکاکی می کند و هر بار که تغییری به وجود می آید از آن فریم به فریم فیلم برداری می کند.
معروفترین فیلم او Franz Kafka نام دارد که بر اساس نامه ها و یادداشت های روزانه فرانتس کافکا ساخته شده است.
از دیگر فیلم های مطرح پیوتر دومالا می توان به Little Black Riding Hood ، Walls و Freedom Of The Leg اشاره کرد.
Walls ساخته پیوتر دومالا
Walls ، در سال 1987 ساخته شده است و وضعیت انسان را در یک نظام توتالیتر به تصویر می کشد.
Freedom Of The Leg ، داستان مردی است که می خوابد و در این هنگام همه اعضای بدنش جدا شده و به سمتی می روند. صبح، تمام اعضا، به جز یکی از پاها، به سر جای خود باز می گردند. سکانس پایانی فیلم، صاحب اصلی پا و عده ای معلول را نشان می دهد که برای گرفتن پا، آن را دنبال می کنند اما سرانجام، پا دو بال در می آورد و مثل یک پرنده به پرواز در می آید. در حقیقت پا آزادی را انتخاب می کند. این فیلم موفق به دریافت جایزه از جشنواره فیلم زاگرب در سال 1990 شد.
در سال 2000، پیوتر دومالا یک انیمیشن 30 دقیقه ای با عنوان Crime And Punishment ، بر اساس رمان جنایت و مکافات اثر فیودور داستایوسکی ساخت.
او هم اکنون در مدرسه ملی فیلم لهستان در شهر وُوج به تدریس انیمیشن می پردازد.
از دیگر فیلم های خوب مربوط به سال های پایانی دوره طلایی انیمیشن لهستان می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- Unfaithful Portrait ساخته اِوا بیبانسکا (Ewa Bibanska)
- The Cockroach ساخته زجیسلاو کودلا (Zdzisław Kudla)
- The Race ساخته مارک سِرافینسکی (Marek Serafinski)
- دوره سوم (سال های افول):
سقوط نظام کمونیستی در کشورهای بلوک شرق، وضعیت انیمیشن را نیز به طور کلی تغییر داد. سوبسیدهای دولتی به میزان قابل توجهی کاهش یافت و همین امر باعث تعطیلی و یا ورشکستگی بسیاری از استودیوها گردید. در این سال ها، تنها تعداد کمی انیمیشن کوتاه توسط برخی از استودیوها تولید شد.
مارک اِسکروبکی (Marek Skrobecki ) در سال 1992 انیمیشن کوتاهی را با نام DIM ساخت. این فیلم 10 دقیقه ای، محصول استودیو سِمافور است و به شیوه استاپ موشن ساخته شده است. مرد و زنی تنها، مشغول زندگی معمولی خود هستند. تنها لذت آن ها این است که هر روز در ساعتی خاص به تماشای پرنده ای بنشینند که برای خوردن دانه هایی که پای پنجره ریخته اند، می آید. یک روز پرنده نمی آید ولی این دو همچنان در انتظار می مانند. سکانس پایانی فیلم نشان می دهد که سال ها گذشته است و مرد و زن در حالی که لایه ای از خاک روی آن ها را پوشانده است به حالت انتظار در کنار هم جان سپرده اند. انیمیشن DIM در سال 1994 موفق به دریافت جایزه از جشنواره فیلم بروکسل گردید.
DIM ساخته مارک ِاسکروبکی
یکی دیگر از فیلم های موفق این دوره Masks ساخته پیوتر کارواس (Piotr Karwas ) است. این انیمیشن کامپیوتری که در سال 1998 ساخته شده است، جوایز متعددی از جمله خرس طلایی جشنواره فیلم برلین را برای کارگردان آن به ارمغان آورد.
از دیگر فیلم های خوب این دوره می توان به Opera Ocanelna ساخته تومَش کوژَک (Tomasz Kozak ) اشاره کرد. این فیلم 6 دقیقه ای زندگی بشر را در نظام ماشینی به تصویر می کشد و سعادت بشر را در پایان بخشیدن به سلطه ماشینیسم می داند.
- دوره چهارم (موج نو در انیمیشن لهستان):
با بهبود اوضاع اقتصادی در لهستان، وضعیت انیمیشن به تدریج در این کشور بهبود یافت. فیلمسازان جوان با تکیه بر سابقه درخشان این کشور و تجربیات بزرگانی چون لنیکا، بروچیک، چکورا، کوتسیا و دیگران هنر انیمیشن را بار دیگر در این کشور رونق بخشیدند.
در سال های اخیر فیلمسازان لهستانی در عرصه ساخت انیمیشن های کامپیوتری نیز حضوری پر قدرت داشته اند. دو تن از کارگردانان برجسته در این زمینه تومِک بَگینسکی (Tomek Baginski ) و گرگور یونکایتیس (Grzegorz Jonkajtys ) هستند.
اولین فیلم رسمی تومک بگینسکی The Cathedral نام دارد که نامزد دریافت اسکار در سال 2002 شد. فیلم بعدی او نیز با عنوان Fallen Art در جشنواره های مختلف حضوری درخشان داشت.
مهمترین اثر گرگور یونکایتیس The Ark می باشد که در سال 2007 ساخته شده است. فیلم با جملات معروف مکبث، هنگامی که خبر مرگ بانو مکبث را به او می دهند آغاز می شود:
"زندگی سایه متحرکی بیش نیست؛ بازیگر بیچاره ای است که لحظه ای با طمطراق بر روی صحنه می خرامد و بعد دیگر خبری از او نیست؛ یا داستانی که سفیهی نقل می کند؛ پر از طغیان است و شر و شور ولی مفهومی ندارد." (1)
The Ark ساخته گرگور یونکایتیس
ویروسی مرگبار تقریباً همه انسان ها را نابود کرده است. بازماندگان با کشتی های بزرگ به امید یافتن سرزمین های پاک سفر می کنند. روزی یکی از بازماندگان متوجه می شود که به این بیماری مرگبار مبتلا شده است. او دچار جنون شده، تفنگ خود را برداشته و به قصد خودکشی به سمت عرشه کشتی می رود. در لحظه ای که می خواهد ماشه را فشار دهد پرستاری در مقابل او ظاهر می شود و مانع عمل او می گردد. در لحظات پایانی فیلم متوجه می شویم که نه از تفنگ خبری هست و نه از عرشه کشتی. جایی که آنان روی آن ایستاده اند، بام ساختمانی در یک نقاهتگاه است.
اگر چه انیمیشن امروز لهستان فاصله زیادی با شکوه و جایگاه خود در زمان نظام کمونیستی دارد، اما امید دارد که با کمک هنرمندان جوان و خلاق، دوباره جایگاه سابق خود را به دست آورد.
پاورقي:
1). مکبث، مجموعه آثار نمایشی ویلیام شکسپیر، جلد دوم، ترجمه دکتر علاءالدین پازارگادی، انتشارات سروش