اگر چه ماسه به عنوان یک وسیله برای انیمیشن در حد وسیعی مورد استفاده قرار نگرفته است، ولی می تواند جایگزین به صرفه و سازنده ای برای سایر تکنیک های دو بعدی باشد. در این روش، برای ایجاد تصاویر، ماسه را روی یک یا چند سطح افقی شیشه ای که روی هم با فاصله قرار گرفته اند، پخش می کنند و از زیر به آن ها نور می دهند. در این حالت می توان به درجات مختلف خاکستری دست یافت. اگر قشر ماسه را ضخیم تر انتخاب نماییم، به طوری که نور نتواند از سطح شیشه و از میان ذرات ماسه بگذرد و به دوربین برسد، رنگ سیاه حاصل می شود. بدین ترتیب، قسمت هایی از شیشه که بر آن ماسه ای نباشد، سفید به نظر خواهند رسید. برای حرکت دادن ماسه ها می توان از انگشتان دست و یا وسایل ساده ای چون قلم مو، شانه، چنگال، تکه های مقوا و پارچه استفاده کرد. هنرمندانی که با تکنیک انیمیشن ماسه ای کار می کنند، فقط به کار کردن با سیاه و سفید قانع نمی شوند. در این روش می توان رنگ را از طریق رنگ آمیزی سطوح شیشه ای زیرین و یا قرار دادن انواع ژل ها و کاغذ در زیر شیشه به دست آورد. همچنین از ماسه های رنگی و نوردهی از بالا، می توان برای به وجود آوردن اثرات خاصی استفاده کرد.
انیمیشن ماسه ای بسیار ناپایدار است. در بسیاری از موارد بعد از اتمام تولید، هیچ یک از اشکالی که با این ماده ساخته می شود باقی نمی ماند، به جز خود فیلم و توده ای از ماسه. حتی در انیمیشن رنگ روغن زیر دوربین، ممکن است چند تصویر در شکل رنگ شده ی نهایی خود باقی بماند، اما انیمیشن ماسه ای هیچ ردپای دائمی از خود به جا نمی گذارد. انیمیشن با ماسه مانند تکنیک رنگ روغن زیر دوربین، امکان مراجعه به قاب های قبلی را بسیار کم دارد یا اصلا ندارد. تنها می توان از هر قاب عکس گرفت و یا با روش های دیگر، مراحل کار را بازآفرینی کرد. به همین دلیل، انیماتور متخصص در کار ماسه، توانایی ذخیره سازی تصاویر قبلی و بعدی را در ذهن خود دارد. (1)
زن و شوهر سوئیسی، جیزل و ارنست آنسورگ (Gisele & Ernest Ansorge) ابداع کننده ی این شیوه هستند. آن ها از سال 1964 کار با ماسه را آغاز کردند. در کتابی که توسط جشنواره ی بین المللی انسی، در سال 1994 چاپ شد و شامل مروری بر آثار این زوج هنری بود، توضیح داده شده است که: "سه سال طول کشید تا در این تکنیک مهارت به دست آورند. اِرنِست باید میز انیمیشن را تنظیم و اصلاح می کرد و جیزل باید در تکنیک استاد می شد. فیلم کلاغ ها (The Ravens) در سال 1968 در جشنواره ی تورز (Tours Festival) به نمایش در آمد و به خوبی مورد استقبال قرار گرفت. انیمیشن ماسه ای نه تنها با شخصیت جیزل سازگار بود و نتایج استثنایی به بار آورد، بلکه سبب شد که آن ها وارد دایره ی جذاب انیماتور های شناخته شده ی بین المللی شوند، چیزی که هیچ هنرمند سوئیسی دیگری موفق به انجام آن نشده بود. به همین دلیل آن ها تکنیک های دیگر انیمیشن را کنار گذاشتند و آنچه را که خودشان ابداع کرده بودند توسعه دادند و با تعصب، روش مستقل خود در دیدن و فکر کردن و روش های کار هنری خود را محفوظ نگاه داشتند. ولی به غیر از شهرت بین المللی، انیمیشن ماسه ای هرگز برای آن ها سودآور نبود. میز انیمیشنی که جیزل آنسورگ استفاده می کرد، مشابه به سایر وسایلی بود که برای فیلمبرداری انیمیشن دو بعدی به کار می رود. البته سطح روی میز تغییر یافته بود تا با ماسه سازگار باشد. در بالای سطح اولی، شیشه ی شیری رنگی که از زیر به آن نور داده می شد، دو یا سه سطح شیشه ای دیگر با فاصله ی تقریبی 20 سانتیمتر از یکدیگر قرار گرفته بود، تا سطوح متفاوتی از انیمیشن را امکان پذیر کند." (2)
ارنست و جیزل آنسورگ
کارولین لیف (Caroline Leaf) نیز به خاطر استفاده از تکنیک ماسه و نوردهی از زیر، مشهور است. برای مثال در فیلم "جغدی که با غاز ازدواج کرد (1974)" از این تکنیک استفاده کرده است. کارولین لیف در فیلم های خود از ماسه ی سفید ساحلی استفاده می کند که هنگام نور دهی از زیر سیاه دیده می شود. او از ابزار های گوناگونی استفاده می کند، مثل انواع مهر، شانه و چنگال تا بافت های متفاوتی به دست آورد، اما بیشتر از هر چیز به انگشتانش متکی است. لیف اشکال خود را با دقت پویانمایی می کند و قاب هایی را که از آن ها فیلمبرداری شده است، تغییر می دهد و شکل جدیدی به وجود می آورد. او می گوید: "حُقه ی کار در این است که هر وضعیت جدیدی از شخصیت فیلم را قبل از پاک کردن وضعیت قبلی طراحی می کنم. ماسه را از بالا می پاشم و خطوط محیطی وضعیت شخصیت در فریم بعدی را پیدا می کنم و شکل می دهم. بعد ماسه های اضافی اطراف خطوط محیطی را پاک می کنم و شکل به وجود آمده از ماسه را اصلاح می کنم." (3)
کارولین لیف در حال ساخت فیلم "جغدی که با غاز ازدواج کرد"، 1974
نگاهی به چند انیمیشن که با استفاده از تکنیک ماسه ای ساخته شده اند
الف. مسخ آقای سامسا (The Metamorphosis Of Mr. Samsa) ساخته ی کارولین لیف
کارولین لیف در سال 1977 فیلم "مسخ آقای سامسا" را بر اساس داستان کوتاه و مشهور فرانتس کافکا ساخت. "مسخ آقای سامسا"، فیلم دقیق و موشکافانه ی سیاه و سفیدی است که فاقد رنگمایه های خاکستری است و به موضوع بدیمن مردی می پردازد که به حشره تبدیل می شود. مسخ، یک فیلم نمایشی کوتاه است که صدا و تصویری مبهم دارد (حاشیه ی صدای این فیلم، مانند دیگر فیلم های کارولین لیف از اهمیت خاصی برخوردار است). موضوع فیلم، اقتباسی است از یک اثر ادبی که به نگرانی های زندگی مدرن امروزی می پردازد. انیمیشن فیلم، استادانه انجام شده است؛ ابعاد موضوعی آن به طور دائم متغیرند و قهرمان فیلم نیز هر از گاه در موقعیت های متفاوت، شرایط موجود را می پذیرد. (4)
مسخ آقای سامسا، کارولین لیف، کانادا، 1977
ب. رقص ماسه (Sand Dance) ساخته ی ریچارد کُواد (Rich Quade)
از آنجا که کار با ماسه به راحتی میسر می شود و خرجی ندارد، بهترین روش برای تجربیات دانشجویی است. ریچارد کُواد فیلم ماسه ای خود را به نام "رقص ماسه" در دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس تهیه کرد. کُواد در این فیلم، مردی را نشان می دهد که با موسیقی جاز می رقصد. ترسیم نرم خطوط محیطی نیمرخ مرد که از حاشیه های موج دار ماسه ساخته شده، برای نشان دادن رقص بسیار مناسب است. رد پاهای ظریف ماسه ای در موقع حرکت بازوی مرد در هوا، حرکت را جلوه ی بیشتری می دهد. با اینکه تصاویر اولیه ی کُواد تقریبا همیشه در حال تغییر هستند، وی به روش های گوناگون، تصاویر ایستا نیز می سازد. برای مثال کلاهی که مرد می چرخاند از بریده های مقوا ساخته شده است که به دلیل شکل محکم و جاندار خود جلب توجه می کند. گاهی پس زمینه ها روی سطحی از شیشه ساخته می شود و زیر شیشه ای که شامل طرح های متحرک است قرار می گیرد. برای مثال موقعی که مرد و زن می رقصند، سطح زمین دست نخورده و سالم باقی می ماند و طرح ها از روی آن عبور می کنند. (5)
رقص ماسه، ریچارد کُواد، آمریکا، 1988
ج. شنبه (Sabbath) ساخته ی ارنست و جیزل آنسورگ
این زوج هنرمند، در فیلم "شنبه" قوی ترین و عالی ترین طرح هایشان را در زمینه ی گروتِسک ارائه داده اند. در شبی مهتابی، زنان دهکده، خانه هایشان را به قصد ملاقات با شیطان ترک می کنند و همگی در جنگلی جمع می شوند. آن ها پس از مراسم آمیزش جنسی و میگساری، صبح به خانه هایشان باز می گردند. همانند دیگر آثار آنسورگ ها، سراسر این فیلم نیز مملو از صحنه های خیالی آکنده از عناصر مخوف و همچنین تبدیل ناگهانی تصاویر به یکدیگر می باشد؛ مجسمه های سنگی که جان می گیرند، زنانی که به قورباغه های عظیم الجثه تبدیل می شوند، درختانی که به شکل شیاطین در می آیند و ... تصاویر این فیلم - و سایر آثار آنسورگ ها - شباهت بسیاری به باسمه های چوبی دارند.
شنبه، ارنست و جیزل آنسورگ، سوئیس، 1991
د. اِرل کینگ (The ErlKing) ساخته ی بن زلکُویچ (Ben Zelkowicz)
اِرل کینگ، فیلم پایان نامه ی زلکُویچ در CalArts، و اقتباسی از شعر گوته و موسیقی شوبرت است.
اِرل کینگ، بن زلکُویچ، آمریکا، 2002
پاورقی:
1. مارین فُرنیس، زیبایی شناسی انیمیشن، ترجمه ی اردشیر کشاورزی، انتشارات دانشکده ی صدا و سیما، تابستان 1384، ص 85
2. مارین فُرنیس، همان، صص 85 و 86
3. مارین فُرنیس، همان، ص 87
4. جیان آلبرتو بندازی، یکصد سال سینمای انیمیشن، ترجمه ی سعید توکلیان، انتشارات دانشکده ی صدا و سیما، تابستان 1385، صص 286 و 287
5. مارین فُرنیس، همان، ص 88